سوریه ـ اسرائیل، مذاکرات صلح

از دانشنامه صهیونیسم و اسرائیل


تا پیش از دهه 1990 نه اسرائیل و نه سوریه تمایلی به آشتی و سازش از خود نشان نمی دادند اما تضعیف روزافزون جبهه عربی در برابر اسرائیل و فروپاشی شوروی سابق و در پی آن جنگ دوم خلیج فارس، باعث شد که سوریه در مذاکرات اعراب و اسرائیل در مادرید حاضر شود. ایالات متحده آمریکا در حرکت جدید خود در سال 1991 در حل و فصل بحران خاورمیانه تمرکز اصلی خود را متوجه سوریه به عنوان دولت مرکزی در هرگونه صلح با اسرائیل نمود. از دیدگاه آمریکا دولت های مواجهی چون لبنان و اردن نخواهند توانست به دور از سوریه وارد هرگونه توافقنامه صلح و یا حتی مذاکره با اسرائیل شوند.

اگرچه طی چهار سال مذاکرات سوریه واسرائیل، نتیجه ملموسی حاصل نشد. مقامات اسرائیلی در این دوره، نظرات گاه متناقضی را ارائه می کردند ولی نگرانی آنها عمدتاً ناشی از اهمیت جولان (منابع، شهرک ها، موقعیت استراتژیک و تقویت کننده موضع اسرائیل در مورد حمله احتمالی به سوریه) بود که در صورت صلح باید تخلیه می شد.

محتویات

الف ـ پیش نویس قرارداد صلح اسرائیل و سوریه:

به دنبال پایان دور دوم مذاکرات سوریه و اسرائیل و در حالی که هنوز سوریه عدم تمایل خود را به شرکت در مذاکرات دور سوم ابراز نکرده بود، از سوی روزنامه اسرائیلی هاآرتس، متن سندی که آمریکاییها تهیه کرده بودند و تحت عنوان "سند کاری" قرار بود در مذاکرات بعدی پی گیری شود و چهارچوبی برای قرارداد صلح آتی باشد، منتشر شد. این سند موضوعات مورد نظر سوریه و اسرائیل را در دور اول و دوم مذاکرات دربرمی گیرد و نظرات دوطرف در مورد مسایل مرزی، روابط دوجانبه، ترتیبات امنیتی، و آب در آن درج شده است.

مواضع سوریه و اسرائیل در مورد سند:

به دنبال انتشار سند، سوریه دیدگاههای خود را در مورد آن، اعلام نمود. در این نقطه نظرات، دمشق بر لزوم عقب نشینی کامل از سرزمینهای اشغالی سوریه، بازگشت به مرزهای ژوئن 67 و برچیدن شهرکهای صهیونیست نشین تأکید دارد. در بخشی از دیدگاههای سوریه که در روزنامه لبنانی السفیر درج شده، آمده است: "هدف از مذاکرات، ترمیم خط مرزی 67 و اعلام نهایی مرز است. امضای پیمان صلح میان سوریه ـ اسرائیل و لبنان ـ اسرائیل باید به طور همزمان صورت گیرد. دمشق خواهان آن است که راه حلی عادلانه برای قضیه فلسطین پیدا شود وخاورمیانه به صورت منطقه ای خالی از اسلحه به ویژه سلاحهای هسته ای، شیمیایی و بیولوژیک درآید. (ن. ر: تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک)

درباره امنیت، سوریه با پیشنهاد آمریکا برای نظارت واشنگتن و پاریس بر تجهیزات هشداردهنده سریع در جبل الشیخ مخالف است و معتقد است در این زمینه بعدا توافق خواهد شد و ممکن است به غیر از این دو، دیگر کشورها نیز شرکت کنند. درباره آب، سوریه پیشنهاد می کند که این موضوع در چهارچوب قوانین بین المللی حل و فصل شود." (السفیر ـ 25/10/78)

اسرائیلیها نیز در مورد این سند بلافاصله موضع گیری کردند و دفتر باراک نخست وزیر اسرائیل طی بیانیه ای اعلام کرد: سندی که روزنامه هاآرتس اقدام به انتشار آن کرده است، یک سند کاری آمریکایی است که الزام آور نیست. این سند عبارت است از یک طرح پیش نویس برای قرار داد صلح اسرائیل با سوریه با این توضیح که مواضع طرفها درباره موضوعات آن متفاوت است". (شبکه یک تلویزیون اسرائیل ـ 23/10/78)

متن سند به نقل از هاآرتس

هاآرتس ـ 13 ژانویه، 2000

دولت اسرائیل و دولت جمهوری عربی سوریه:

با هدف دستیابی به صلح جامع، پایدار و منصفانه در خاورمیانه و براساس قطعنامه های شماره 242 و 338 شورای امنیت و در چهارچوب روند صلح مقدماتی در مادرید در 31 اکتبر 1991، و با تأیید مجدد پیمان دو کشور در مورد اهداف و اصول منشور سازمان ملل متحد و به رسمیت شناختن حقوق و تعهدات آنها برای زندگی مسالمت آمیز بایکدیگر، همچنین با همه دولتها، در مرزهای امن و شناخته شده، و با آرزوی ایجاد احترام متقابل به توسعه روابط دوستانه، محترمانه و مناسب، به منظور برقراری صلح پایدار بین آنها، طبق این قرارداد تصمیم نهایی گرفته شد. مواد قرارداد به شرح زیر است:

ماده 1 ـ برقراری صلح و امنیت در مرزهای شناخته شده:

1) به موجب این ماده جنگ بین سوریه و اسرائیل خاتمه می یابد و صلح بین آنها برقرار می شود.

2) مرکز بین المللی شناخته شده و مرزی با امنیت پایدار، مرز بین سوریه و اسرائیل است. این موقعیت مرزی مشترکا پذیرفته شده است (موقعیت سوریه: براساس خط مرزی 4 ژوئن 1967 است).

(موقعیت اسرائیل: با استفاده از موقعیت امنیتی و منافع حیاتی دو کشور، همچنین با ملاحظات قانونی دو کشور). اسرائیل (سوریه: عقب نشینی) (اسرائیل: جابه جایی) خواهان این است که کلیه نیروهای مسلح خود را (سوریه: غیرنظامیان) پشت مرزی که طبق ضمیمه این قرارداد مشخص شده است، مستقر سازد.

(سوریه: سپس، هر کشور حاکمیت کامل خود را در مرز بین المللی خود طبق قرارداد مذکور، اعمال کند.)

3ـ با اجرای اقدامات امنیتی مطابق با ماده 4، امنیت دو کشور باید افزایش یابد.

4ـ زمان مورد نظر در ضمیمه، برنامه قابل قبول برای اجرای همزمان قرارداد و مواد دیگر آن را نشان می دهد.

ماده 2 ـ مرز بین المللی:

1ـ مرز بین المللی بین سوریه و اسرائیل آن طورکه در نقشه ضمیمه مشخص شده است، نشان داده می شود که مرز دایمی، امن و شناخته شده بین المللی بین سوریه و اسرائیل است و از کلیه مرزهای تعیین شده سابق بین آنها صرفنظر می شود.

2 ـ دو کشور باید حریم این مرز، آبهای ساحلی و عرصه هوایی آنها را محترم بشمارند.

3ـ به موجب آن، یک کمیسیون مشترک مرزی تشکیل خواهد شد. وظایف و مسئولیتهای این کمیسیون در ضمیمه مشخص شده است.

ماده 3 ـ روابط عادی مسالمت آمیز:

1ـ دو کشور باید مواد منشور سازمان ملل متحد و اصول قانون بین المللی حاکم بر روابط بین دولتها در زمان صلح را بین خود اجرا کنند.

الف) آنها باید حاکمیت یکدیگر، تمامیت ارضی، استقلال سیاسی و حق زندگی مسالمت آمیز در مرزهای امن و شناخته شده را به رسمیت بشناسند و به آنها احترام بگذارند.

ب) آنها باید روابط دوستانه و مناسبی را ایجاد کنند و آن را توسعه دهند و از تهدید یا اعمال زور، مستقیم یا غیرمستقیم، علیه یکدیگر، خودداری کنند و در پیشبرد ثبات و گسترش صلح در مناطق خود همکاری کنند و کلیه مناقشات بین خود را از طریق صلح حل و فصل نمایند.

2 ـ دو کشور باید روابط دوستانه و محترمانه ای را براساس احترام متقابل به منافع دو جانبه، به رسمیت بشناسند و به منظور اجرای این هدف خواهان:

الف) توسعه روابط دو جانبه سودمند بازرگانی و سیاسی که شامل آزادسازی و جریان سریع مردم، کالاها و خدمات بین دو کشور است.

ب) برطرف کردن موانع تبعیض آمیز جهت عادی سازی روابط اقتصادی و خاتمه بخشیدن بهتحریم های اقتصادی اعمال شده از طرف کشور دیگر و خاتمه بخشیدن به وضع قوانین تبعیض آمیز و همکاری در خاتمه بخشیدن به تحریمهای اعمال شده از طرف کشورهای ثالث علیه کشور دیگر.

ج) پیشبرد روابط بین دو کشور در حیطه فعالیت حمل ونقل، در این مورد دو کشور راهها را خواهند گشود و گذرگاههای مرزی بین دو کشور را حفظ خواهند کرد و در توسعه راه آهن، دستیابی بر بنادر، کشتیها و محموله های کشور دیگر یا کشتیها و محموله های اختصاصی و راههای ارتباطی هوایی با یکدیگر همکاری خواهند کرد.

د) تأسیس خطوط پستی، تلفن، تلکس، ثبت اطلاعات، رادیو و تلگرام و تلویزیون و تقویت خدمات تلگرام، رادیو و ماهواره بین آنها، براساس روابطی بدون تبعیض و مطابق با قراردادها و قوانین بین المللی مربوطه.

ه) توسعه همکاری در زمینه جهانگردی جهت تسهیل و حمایت از امر توریستی متقابل و کشورهای ثالث.

ضمیمه این قرارداد، روشهای قابل قبولی را به منظور برقراری و توسعه این روابط نشان می دهد، (اسرائیل: شامل جدول زمانبندی جهت موفقیت در قراردادهای مربوطه، همچنین اقدامات لازم برای اسرائیل و جوامع اسرائیلی در مناطقی که نیروهای اسرائیلی مطابق ماده 1 جابجا خواهند شد.)

3ـ دو کشور متعهد می شوند که شهروندان هر کشور طبق قانون و با احترام به سیستم قانونی از امنیت کامل برخوردار شوند.

یادداشتها 1ـ که نیاز به بحث و گفت وگوی بیشتری دارد، شامل روابط عادی و مسالمت آمیز است از جمله: روابط فرهنگی، محیطی، شبکه های الکتریکی داخلی، انرژی، بهداشت و درمان و کشاورزی. 2ـ دیگر مسایل اجتماعی که باید موردتوجه قرار گیرد: مبارزه با جنایت و مواد مخدر، همکاری به منظور جلوگیری از عملیات تحریک آمیز، حقوق بشر، مکانهای تاریخی، مکانهای مذهبی و یادبودها، همکاری قانونی جهت یافتن گمشده ها.

ماده 4 ـ امنیت:

الف) ترتیبات امنیتی:

با توجه به اهمیت امنیت دو کشور به عنوان عامل مهم صلح دایمی و ثابت، دو طرف به منظور ایجاد اعتماد متقابل در اجرای مفاد موافقتنامه، ترتیبات امنیتی زیر را به کار خواهند گرفت و نیازهای امنیتی دو طرف را بر طرف خواهند ساخت.

1ـ با توجه به ضمیمه قرارداد، عرصه محدود کننده قدرتها و نیروها، شامل محدود سازی فعالیتهای نظامی، تسلیحاتی و زیر بنایی نظامی است.

2ـ در مناطق محدود سازی نیروها و قدرتها، یک ارگان غیر نظامی تأسیس خواهد شد. (اسرائیل: محاصره دو منطقه جابه جا شده نیروهای اسرائیلی و بخش جداسازی که طبق قرارداد عدم تعهد بین نیروهای سوریه و اسرائیل در 31 ماه مه 1974 انجام خواهد شد) (سوریه: مناطق مرزی برابر دو کشور).

طبق آنچه در ضمیمه توضیح داده شد، برای اداره مناطق غیر نظامی هریک از دو کشور، نباید از نیروهای نظامی، نیروهای مسلح، سیستم های تسلیحاتی و سازمانهای نظامی استفاده شود و فقط یک پلیس شهری در منطقه مستقر شود.

(اسرائیل: دو کشور با پرواز در مناطق غیر نظامی، بدون ترتیبات خاص موافق نیستند.)

3ـ ایستگاههای هشدار سریع شامل یک ایستگاه زمینی هشدار سریع در کوه هرمون است (اسرائیل: با حضور مؤثر اسرائیل) (سوریه: توسط ایالت متحده و فرانسه و با حمایت و مسئولیت کامل آنها اداره شود.)

جزئیات اقدامات اجرایی، اداره مؤثر و دایمی این ایستگاه در ضمیمه توضیح داده شد.

4ـ باید یک ارگان نظارتی، بررسی و تحقیق (اسرائیل: متشکل از دو کشور و یک عامل چند ملیتی به همراه تجهیزات تکنیکی مستقر در محل) (سوریه: از طریق نظارت بین المللی)، برای نظارت و سرپرستی اجرای اقدامات امنیتی ایجاد شود.

جزئیات مربوط به ترتیبات امنیتی، شامل مواضع، موقعیت و ماهیت آنها، همچنین اقدامات امنیتی دیگر، در ضمیمه مشخص شده است.

ب) اقدامات امنیتی دیگر

به منظور اقدامات بیشتر برای اینکه تضمین شود که خصومت دائمی بین دو کشور به هر شکل آن دو و یا خصومت کشور دیگر علیه آنها، از بین رفته است:

1ـ هر کشور متعهد می شود که از همکاری با کشور ثالث متخاصم، خودداری کند و اطمینان دهد که اراضی تحت کنترل آن را در اختیار نیروهای نظامی کشور ثالثی که با روابط خصمانه خود، امنیت کشور را تهدید می کند، قرار ندهد.

2ـ هر کشور متعهد می گردد که از سازماندهی، تحریک و تهییج، همکاری یا شرکت در هر کار تهدیدآمیز علیه کشور دیگر، شهروندان آن یا املاک آنها در هر جا که باشد، خودداری کند و باید با اقدامات مؤثر اطمینان دهد که اعمال تهدیدآمیز از طرف او یا حامیان او در کشورش یا بخشهای تحت کنترل او انجام نمی شود. در مورد حقوق اساسی ـ آزادی بیان و اجتماعات، هر کشور باید بدون تعصب، اقدامات ضروری و مؤثری انجام دهد که مانع از ورود، حضور و عملیات گروه یا سازمانهایی شود که برای کشور دیگر عامل تهدید یا تحریک محسوب می شوند.

3ـ هر دو کشور باید تروریسم بین المللی را باتمام اشکال آن به عنوان عامل تهدیدی برای امنیت همه ملتها، به رسمیت بشناسند و بنابراین به منظور برطرف کردن چنین معضلی با تلاش فزاینده خود با هم تشریک مساعی کنند.

ج) همکاری و ارتباط در اقدامات امنیتی

همان طور که در ضمیمه ذکر شده، دو کشور باید ارتباط و همکار مستقیمی را به منظور تسهیل در اجرای مسایل امنیتی، کاهش درگیری در مرز بین المللی، اجرای اقدامات امنیتی مذکور در قرارداد، داشته باشند که مسئولیتهای آنها شامل: ارتباط مستقیم و به موقع در مسائل امنیتی، کاهش درگیری در مرزهای بین المللی، بررسی مسائل ناشی از مراحل اجرای قرارداد، کمک به جلوگیری از سوءتفاهمها و خطاها و حفظ ارتباط دائم و مستقیم با سازمان نظارت، بررسی و تحقیق است.

ماده 5 ـ آب:

1ـ دو کشور باید عامل اصلی در تضمین یک صلح ثابت و پایدار را که راه حلی برای مسأله آب بین آنها است، به رسمیت بشناسند. (سوریه: براساس اصول و عملکردهای بین المللی مربوطه). دو کشور موافقت کرده اند که آبهای سطحی و زیرزمینی در نواحی مربوط به نیروهای اسرائیلی باشد. (اسرائیل: ترتیباتی که تداوم بهره برداری اسرائیل از کمیت و کیفیت کل آن را تضمین کند) (سوریه: ترتیبات مورد توافق دو طرف با توجه به کمیت ها و کیفیت آب) (اسرائیل: جابه جایی) (سوریه: عقب نشینی)، که جزئیات آن طبق ماده 1 در ضمیمه بیان شد.

(این ترتیبات باید شامل همه اقدامات ضروری به منظور پیشگیری از آلودگی، فساد یا تخلیه دریاچه کینرت/تیبریاس و رودخانه عمیق اردن و منابع آنها باشد.)

2ـ به منظور اجرای این ماده و ضمیمه آن، دو کشور باید (اسرائیل: یک کمیته مشترک آب و یک سازمان بازرسی و اجرا) (سوریه: یک هیأت دولت مشترک) برقرار سازند. این سازمان، چگونگی عملکردهای (اسرائیل: کمیته مشترک آب و سازمان بررسی و اجرا) (سوریه: یک هیأت دولت مشترک) را براساس جزئیات مطروحه در ضمیمه متعهد شوند.

3ـ بنا به جزئیات آن در ضمیمه، دو کشور با همکاری در مورد مسایل مربوط به آب توافق کرده اند. (اسرائیل شامل تضمین کیفیت و کمیت آب اختصاص داده شده با اسرائیل طبق عملیات مربوط به منابع آب سوریه).

ماده 6 ـ حقوق و تعهدات:

1ـ این قرارداد به عنوان یک عامل تأثیرگذار در حقوق و تعهدات دو کشور طبق منشور سازمان ملل متحد، تأثیر نخواهد داشت و تفسیر نخواهد شد.

2ـ دو کشور باید تعهد کنند که طبق این قرارداد و بدون توجه به فعالیت یا عدم فعالیت کشورهای دیگر و مستقل از هر سند خارج از این قرارداد، صادقانه به تعهدات خود عمل کنند.

3ـ دو کشور باید به منظور تداوم روابط تدارکاتی در پیمانهای دو جانبه، اقدامات ضروری لازم را انجام دهند که شامل تسلیم اعلامیه مناسب به دبیرکل سازمان ملل و سازمانهای مسئول دیگر در مورد چنین معاهداتی است. آنها همچنین باید طبق اصول هیأت مدیره سازمانهای بین المللی از تضییع حقوق کشور دیگر برای شرکت در سازمانهای بین المللی که عضو آن هستند، خودداری کنند.

4ـ دو کشور متعهد می شوند که با مفاد این قرارداد مخالفت نکنند.

5ـ طبق موضوع ماده 103 منشور سازمان ملل متحد، در صورت مخالفت کشورها با تعهدات قراردادحاضر و تعهدات دیگر آنها، ملزومات این قرارداد اجرا خواهد شد.

ماده 7 ـ وضع قوانین:

دو کشور متعهد می شوند که جهت اجرای قرارداد هر قانون لازمی را اجرا کنند و به طور رسمی هر قانون وضع شده ای را که متناقض با قرارداد باشد، لغو کنند.

ماده 8 ـ حل اختلافات:

اختلافات میان دو کشور که ناشی از تفسیر یا به کارگیری قرارداد حاضر است، باید از طریق مذاکرات برطرف شود.

ماده 9 ـ مواد نهایی:

1ـ این قرارداد باید به وسیله هر دو کشور با پیروی از شیوه های قانونی مربوطه تأیید شود.

در مورد انعقاد قرارداد، باید اعمال قدرت شود و باید از کلیه موافقت نامه های دو جانبه میان دو کشور در گذشته صرفنظر شود.

2ـ ضمائم و ملحقات این قرارداد باید در بخشهای مکمل و پیوستهای آن تنظیم شود.

3ـ قرارداد باید برای ثبت، مطابق با بندهای ماده 102 منشور سازمان ملل متحد، به دبیرکل سازمان ملل متحد ابلاغ شود.

ب ـ استراتژی نوین سوریه در صلح با رژیم صهیونیستی:

ویژگی های استراتژی جدید سیاست خارجی سوریه که پایه گذار چگونگی برخورد این کشور با طرح صلح می باشد شامل مشخصه ها و عوامل رویکرد سوریه به این استراتژی می باشد.

1 ـ مشخصه های استراتژی جدید سوریه:

اکثر صاحب نظران سیاسی معتقدند که جایگاه و موقعیت استراتژیک سوریه در صحنه سیاسی خاورمیانه همواره نقش کلیدی و ارزنده ای را به این کشور در حل و فصل مناقشات منطقه ای اعطا کرده است. از عوامل اصلی تمایز چهره سیاسی این کشور در برابر دیگر اعراب دو فاکتور چپ انقلابی و سنتی و همین طور برعهده داشتن خط مقدم سیاسی ـ نظامی در رویارویی با رژیم صهیونیستی بوده است که شاخص های اصلی سیاست خارجی منطقه ای این کشور را در دهه 60 تا 80 تشکیل داده است.

با شروع یک سلسله تغییرات زیربنایی در اردوگاه شرق که منجر به ارایه شکل نوینی از سیاست های جهان سومی روس ها شد (پروستریکا)، سوریه دریافت که شوروی با اجرای سیاست های جدید، اولویت های خود را دگرگون ساخته است و نخستین رکن سیاست جدید شوروی تحکیم روابط با آمریکا است. در تحولات بین المللی بعدی هم معلوم شد که واشنگتن و مسکو توافق کرده اند که با اجرای طرح های مشترک کشمکش های منطقه ای را به سوی آرام سازی بکشانند.

سوری ها که آینده قدرت سیاسی خود را در تلاطم ناپایدار منطقه ای چندان امیدوار کننده نمی دیدند لاجرم فصل جدید حیات سیاسی خود را بر مبنای انطباق با سیستم ها و مکانیزم های نوین منطقه ای و جهانی بنا کردند. رفتار سیاسی سوریه در شکل منطقه ای مبتنی بر یک سازگاری همه جانبه با فرآیند صلح در منطقه ـ رفع تنگناهای استراتژیک این کشور و نهایتا متعدد کردن مجرای تنفسی خود قرار گرفت و دستگاه سیاست خارجی سوریه در پی فضاسازی جدید در منطقه متناسب با آرمان ها و اهداف ملی این کشور برآمد. دو وجهه مشخصهچنین امری در نزدیکی به جبهه سیاسی غرب به ویژه مرکزیت آن یعنی آمریکا و همین طور در گزینش سیاست دوستی و همسازی با دو محور اصلی جهان عرب یعنی مصر و عربستان متجلی گردید.

به طورکلی سیاست منطقه ای نوین سوریه به تدریج بر سه محور مشخص زیر قرار گرفت:

1) حذف فاز نظامی در مواجه با اسرائیل.

2) توجه وافر به روش های سیاسی.

3) گسترش و عمق بخشیدن به صحنه روابط بین عربی خود.

2 ـ عوامل رویکرد سوریه به استراتژی جدید:

به طورکلی عوامل اصلی رویکرد سوریه به چنین استراتژی را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:

1) از دست دادن پشتوانه عظیم و استراتژیک حمایت سیاسی و نظامی شوروی.

2) وجود فرآیند روبه رشد وحدت سیاسی در جهان عرب به اشکال منطقه ای و دوجانبه که در این راستا سوریه منزوی شده، چشم انداز بسیار ناگوار و ناخوشایندی را برای سوری ها پدید می آورد.

3) پذیرش موجودیت رژیم صهیونیستی از سوی اکثر کشورهای عربی از یکسو و تعمیق روابط روس ها با صهیونیست ها از سوی دیگر عملاً سیاست های پیشین سوری ها را با انزوا و عدم کارآیی مواجه ساخت.

4) پیدایش یک عراق نیرومند و تهدیدکننده در مرزهای سوریه به صورت یکی از عوامل اصلی بی ثباتی و تهدید امنیت و منافع ملی سیاسی.

5) روند فراگیر جنبش های اسلامی که سریعا کلیه رژیم های عربی را دستخوش تلاطم و ناپایداری های فزاینده ای کرده است.

6) اتخاذ یک وضع نوین منطقه ای و همساز با تحولات جدید بین المللی و منطقه ای منجر به کسب یک موقعیت جدید منطقه ای و افزایش ضریب اطمینان موجودیت نظام می گردید.

با توجه به عوامل یادشده سوری ها استراتژی نوین خود را به ویژه در سیاست خارجی پایه ریزی کردند که مهمترین جلوه های این استراتژی موضع گیری این کشور در بحران خلیج فارس ـ ورود به جریان صلح آمریکایی و سیاست این کشور در لبنان بود.

ج ـ موضع سوریه در برابر طرح صلح آمریکا:

مقامات سوریه و به ویژه شخص اول این کشور حافظ اسد خیلی زود خوش بینی خود را نسبت به وعده های داده شده از سوی آمریکا به این کشور مبنی بر حل بحران اعراب و اسرائیل بروز دادند. حرکت اسد در چارچوب تدوین استراتژی جدید این کشور صورت می گرفت.

به گفته یک دیپلمات آمریکایی "اسد به این نتیجه رسید که اولاً آینده با آمریکا و با محور قاهره ریاض ـ دمشق خواهد بود و ثانیا تنها آمریکاست که می تواند در بازپس گیری بلندی های جولان از اسرائیل به سوریه کمک کند".

سوری ها نسبت به شخص بوش نیز احساس رضایت بیشتری نسبت به رؤسای جمهور سابق آمریکا از خود نشان دادند در این راستا حافظ اسد در مصاحبه خود با شبکه تلویزیونی A.B.C در سپتامبر 1991 در مورد [[بوش، جورج، فرایند صلح با اسرائیل در دوره ریاست جمهوری|جورج بوش]] گفت: "احساس می کنم ایشان می خواهد صلح برقرار گردد و با جدیت تلاش می کند این خواسته تحقق یابد، وی هم به ملت آمریکا و هم به ملت های منطقه خدمت می کند."

وی همچنین در مورد میزان نزدیکی بوش بهاسرائیل در مصاحبه ای با نشریه واشنگتن پست گفت: "من معتقدم بوش کمتر از دیگران به اسرائیل نزدیک است و حکومت فعلی آمریکا جدا خواهان صلح پایدار است و ما بر این اساس بود که برای رسیدن به صلح تلاش کردیم بدون اینکه به بیهوده بودن این تلاش بیندیشیم."

علی رغم خوش بینی سوری ها نسبت به جدیت آمریکا در حل مشکل اعراب با اسرائیل در اولین دیدارهای بیکر به منطقه نکات اختلافی در دیدگاه سوریه و آمریکا نمایان گردید، به طوری که حل این اختلافات به معنای تسهیل در باقی موانع در برابر کنفرانس صلح بود. به طورکلی نقاط اختلاف حول چهار محور زیر قرار داشت:

1ـ اعضای کنفرانس و نقش آنها.

2ـ دوره استمرار کنفرانس.

3ـ مواد و محتوای کنفرانس (دستور کار).

4ـ مشکل نمایندگی فلسطینیان.

1 ـ اعضای کنفرانس و نقش آنها:

تحت این عنوان موضوع مشارکت سازمان ملل ـ جامعه اروپا و کشورهای عرب خلیج فارس یا شاید برخی کشورهای دیگر که در خط مواجهه با اسرائیل قرار نداشتند، قرار می گرفت. در اولین سفر بیکر این مسئله مورد بحث قرار نگرفت و تنها اعلام گردید که هدف از سفر اول وزیر خارجه آمریکا بررسی نقطه نظرات اطراف در مورد موضوع صلح بوده است. در عین حال از آغاز سفر اول بیکر تا چهارمین سفر وی به منطقه، سوریه کنفرانس صلحی را مورد تأیید قرار می داد که در آن اعضای دایم شورای امنیت ـ جامعه اروپا و سازمان ملل حضور داشته و سازمان ملل در آن نقش مهمی ایفا نماید. زمانی که سوری ها با برخورد سخت اسرائیلی ها در مورد حضور جامعه اروپا که عنوان ناظر روبه رو شدند بر روی نقشسازمان ملل پافشاری کردند.

در این رابطه فاروق الشرع وزیر خارجه سوریه در پایان دومین دیدار بیکر طی کنفرانس مشترک مطبوعاتی با بیکر گفت: سازمان ملل باید در کنفرانس صلح نقش مهمی داشته باشد. وی در پاسخ به این سؤال که آیا کنفرانس تحت نظارت اعضای دایم شورای امنیت برگزار می گردد، گفت: سازمان ملل نقش مهمی در چنین کنفرانسی خواهد داشت. از شرع سؤال شد، آیا سوریه تشکیل کنفرانس منطقه ای را به عنوان گام اولیه ای برای دستیابی به صلح همه جانبه می پذیرد. شرع در پاسخ گفت: من نمی دانم منظور شما از کنفرانس منطقه ای چیست، نظر سوریه تشکیل کنفرانس صلحی است که در آن سازمان ملل نقش مهمی داشته باشد.

همچنین فاروق الشرع در گفت و گویی با روزنامه نیوزویک گفت: سوریه بر شرط داشتن نقش مهمی از سوی سازمان ملل در کنفرانس پافشاری می کند.

در پایان دومین دیدار بیکر (آوریل 1991) فاروق الشرع کلام خود را با تغییراتی چنین بیان کرد: "طبعا ما در کنفرانسی که در آن ایالات متحده ـ اتحاد جماهیر شوروی و جامعه اروپا و سازمان ملل شرکت داشته باشند، مشارکت خواهیم کرد."

سوری ها بعدا مطرح کردند که با وجود مشارکت تعداد زیادی از کشورهای فعال در کنفرانس صلح نمی توان چنین کنفرانسی را کنفرانس منطقه ای نامید بلکه این یک کنفرانس بین المللی است و لذا کوشیدند تا از اطلاق نام کنفرانس منطقه ای جلوگیری کنند و در این راستا از آن به عنوان کنفرانس صلح نام بردند. این مسئله در کنفرانس مشترک مطبوعاتی شرع با بیکر در پایان دیدار چهارم بیکر از منطقه به چشم می خورد، زمانی که از شرع سؤال شد که آیا کنفرانس منطقه ای تحت سرپرستی سازمان ملل خواهد بود؟

وی گفت: اولاً کنفرانس صلح کنفرانس منطقه ای نمی باشد و ممکن نیست کنفرانسی را که در آن شوروی ـ جامعه اروپا و سازمان ملل شرکت دارند را کنفرانس منطقه ای به نام یم و ثانیا، واضح است که کنفرانسی با این طبیعت و خصوصیات متمایز گردیده بنابراین از ابعاد بین المللی برخوردار می باشد".

اما موضع آمریکا با سوریه در خصوص چگونگی مشارکت سازمان ملل منطبق نبود و یکی از نقاط مورد بحث بیکر با سوری ها را در طول چندین دور مذاکراتش این مسئله تشکیل داد.

اصرار سوریه بر نقش سازمان ملل از این امر سرچشمه می گرفت که مشارکت سازمان ملل مستلزم تسلیم و اعتراف به قطعنامه های 242 و 338 بود. در این رابطه فاروق الشرع گفت: "سازمان ملل است که صاحب پرونده ها و قطعنامه هایی برای حل این بحران از مدتها طولانی می باشد و لذا باید مرجعیتی باشد به ویژه در مذاکرات در کنفرانس صلح."

2 ـ زمان و استمرار تشکیل کنفرانس:

مسئله تداوم تشکیل کنفرانس نقطه اختلاف دیگری بین آمریکا و سوریه بود. آمریکایی ها تشکیل جلسه افتتاحیه و سپس آغاز مذاکرات مستقیم را مورد نظر داشتند، اما سوری ها خواستار این بودند که کنفرانس ویژگی تداوم و استمرار داشته باشد. این نظر سوریه از این جهت بود که آغاز گفت و گوهای مستقیم به معنای اعتراف به اسرائیل در مقابل عدم وجود تضمین هایی برای دستیابی به صلح از طریق گفت و گو بود.

در این رابطه حافظ اسد تأکید می کرد که باید این کنفرانس به شکل دوره ای و متناوب تشکیل شود. در عین حال اصرار سوریه در این زمینه با اصرارشان در داشتن نقش سازمان ملل موازی نبود. چرا که آنها به امکان عقب نشینی از این مسئله یعنی تداومکنفرانس اشاراتی داشتند. در این رابطه فاروق الشرع در پاسخ به سؤالی در مورد راه های پرکردن شکاف بین دیدگاه سوریه و اسرائیل در خصوص تشکیل کنفرانسی برای یکبار یا بیشتر گفت: مهم در اینجا هدف است و هدف رسیدن به راه حلی فراگیر و عادلانه در منطقه می باشد.

3 ـ دستور کار کنفرانس:

مواد کنفرانس و محتوای آن دارای اهمیت بیشتری برای مناقشه و پافشاری از جانب سوری ها بود. ایالات متحده از دیدگاه خود خواستار آن شده بود تا گفت و گوهای صلح، قطعنامه های سازمان ملل و به ویژه دو قطعنامه 242 و 338 را مورد بحث قرار دهند، به گونه ای که قطعنامه های مذکور چارچوب مذاکرات را تشکیل داده و با احترام به این اصل که گفت و گوها به اطراف مشارکت اجازه می دهد که تفسیرات خود را از این قطعنامه ها مطرح سازند.

لیکن سوریه معتقد بود که قطعنامه های سازمان ملل واضح و روشن بوده و در جوهر و اساس آنها عقب نشینی اسرائیل از کلیه سرزمین های اشغالی عرب و تضمین حقوق ملی برای ملت فلسطین قرارداد. بنابراین نقش مذاکرات یافتن راه های مناسب برای اجرای این قطعنامه ها بدون طرح تفسیرات جدیدی از آنها می باشد.

در خصوص موضع سوریه پیرامون مذاکرات دوجانبه در پی دومین سفر بیکر به دمشق موافقت سوریه به این شرط که گفت و گوها براساس قطعنامه های سازمان ملل صورت گیرد، آشکار گردید.

4 ـ مشکل نمایندگی فلسطینیان:

از آغاز طرح صلح خاورمیانه عدم توجه و اهتمام شدید نسبت به مسئله نمایندگی فلسطینیان علی رغم آنکه نقطه محوری و اساسی مناقشه اعرابو اسرائیل بوده به چشم می خورد. در این زمینه سوری ها بر اینکه فلسطینیان باید در انتخاب نمایندگان خود آزاد باشند، به شدت تأکید نمودند.

در این رابطه فاروق الشرع در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: "معتقدم که ملت فلسطین باید در فرستادن نمایندگان خود به کنفرانس صلح آزاد باشند چرا که این ملت از زمان طولانی تحت اشغال اسرائیل بوده و باید که آنها تصمیم بگیرند که چه کسی نماینده آنها باشد. وی افزود ما در این مورد فلسطینیان دخالت نمی کنیم. ما از حقوق ملی و مشروع برای ملت فلسطین حمایت می کنیم."

نقطه اختلاف سوریه و آمریکا در مورد انتخاب اردن نیز آشکار گردید زیرا سوری ها فکر هیئت مشترک را در ابتدا رد نمودند و اعلام کردند که آنها ترجیح می دهند نمایندگی فلسطینیان مستقل یا نمایندگی از داخل یک هیئت عربی مشترک کامل متشکل از سوریه، مصر، اردن لبنان و فلسطینیان و نماینده ای از شورای همکاری خلیج فارس بر عهده داشته باشد.

د ـ پاسخ سوریه به پیشنهادات جورج بوش:

در تاریخ 3/6/1991 کاخ سفید اعلام کرد که رئیس جمهور آمریکا [[بوش، جورج، فرایند صلح با اسرائیل در دوره ریاست جمهوری|جورج بوش]] نامه هایی را برای رهبران سوریه، مصر، اسرائیل، اردن و عربستان سعودی ارسال داشته است و هدف آن زنده نگاه داشتن تلاش های صلح در منطقه است. پاسخ به نامه بوش ابتدا از سوی اردن اعلام شد و سپس پاسخ اسرائیلی ها که دولت آمریکا آن را منفی تلقی نمود.

[[بوش، جورج، فرایند صلح با اسرائیل در دوره ریاست جمهوری|جورج بوش]] در نامه خود به اسد تلاش کرده بود تا با دادن تضمینهایی در مورد اینکه چارچوب کار کنفرانس قطعنامه های 242 و 338 و رعایت اصل زمین در برابر صلح است به سوریه بدهد.

بعد از چند روز از ارسال نامه بوش به اسد، اعمال فشارهایی به سوریه برای پاسخ به نامه آغاز گردید. در این رابطه رژیم صهیونیستی حملات تبلیغاتی شدیدی را برضد سوریه شروع نمود که محور عمده این حملات موقعیت نظامی و تسلیحاتی سوریه بود.

سرانجام پس از شش هفته تفکر، حافظ اسد زمانی بسیار مناسب یعنی در آستانه اجلاس سران هفت کشور اقتصادی در لندن به پیشنهادات [[بوش، جورج، فرایند صلح با اسرائیل در دوره ریاست جمهوری|جورج بوش]] پاسخ مثبت داد.

در پی پاسخ سوریه جیمزبیکر برای پنجمین بار راهی خاورمیانه شد (ژولیه 1991) و در این مرحله سفر خود را از دمشق آغاز کرد. به دنبال این سفر بیکر اعلام کرد:

"اسد تفکر آمریکا را در مورد وجود ناظری از سازمان ملل و شاید نماینده شخصی دبیرکل پذیرفت." نقطه دیگری که روشن گردید اسد آن را پذیرفته است این بود که برگزاری کنفرانس برای بار بعد تنها در صورتی ممکن خواهد بود که با موافقت کلیه اطراف باشد.

در پایان به طورکلی مواضع اولیه سوریه را در قبال طرح صلح آمریکا و فرآیند صلح با رژیم صهیونیستی چنین می توان برشمرد:

1) تضمین اجرای قطعنامه های 242 و 338 که می تواند متضمن بازگشت جولان به سوریه گردد.

2) رعایت اصل زمین در برابر صلح.

3) توقف اسکان یهودان در سرزمین های اشغالی.

4) برداشتن موانع و مشکلات از مردم سرزمین های اشغالی.

5) حضور نمایندگان واقعی مردم فلسطین در مذاکرات صلح.

ه ـ از مذاکرات پنهانی تا تجاوز به حریم هوایی:

یکی دیگر از مسائل قابل توجه رژیم صهیونیستی در سال 2007، تعاملات کج دار و مریز آن با سوریه بود. در اواسط سال 2007 شایعات بسیاری پیرامون مذاکرات پنهانی مقامات سوری و اسرائیلی در کشوری ثالث (اردن) مطرح شد. از آنجا که آمریکا به دلیل همراهی سوریه با ایران و عدم همکاری بشاراسد در برنامه های عراق خواستار اعمال فشار بیشتر بر رژیم بعث سوریه بود، لذا ابراز تمایل آشکار اسرائیل به برقراری روابط در شرایط مذکور، برای رژیم صهیونیستی پرهزینه می نمود، چرا که همزمان با این مسائل، اسرائیل از آمریکا خواسته بود تا درباره امنیت عراق پیش از توقف کامل فعالیت های هسته ای ایران، با این کشور مذاکره نکند، لذا تأمین مطالبات اسرائیل از سوی آمریکا در گرو تأمین نظر آمریکا در رابطه با سوریه بود.

با این همه مدتی بعد واشنگتن اعلام کرد که در صورت همکاری سوریه با آمریکا حاضر به پذیرش مذاکرات پیشنهادی صلح میان اسرائیل و سوریه خواهد بود. اخبار مذکور بیان می داشت دولت بوش به اسرائیل اجازه داده است تا در صورت تمایل پیرامون مذاکره درباره آینده بلندی های جولان، مناسبات امنیتی و توافقات صلح اسرائیل ـ سوریه، با این کشور مذاکره کند.

با این همه، واشنگتن تأکید کرده بود که اسرائیل نباید با هر گونه مذاکره حتی غیرمستقیم در مورد موضع آمریکا یا آینده لبنان، موافقت کند. علاوه بر این، اسرائیل نباید در مورد سیاست آمریکا، به سوریه امیدواری دهد. در اخبار مذکور آمده بود آمریکا به طور مستقیم پیرامون موضوعات مذکور با سوریه به گفت وگو خواهد نشست. با این حال، منابع اسرائیلیاعلام کردند مقامات این رژیم هیچ گونه تقاضایی از آمریکا مبنی بر صدور اجازه برای مذاکره با سوریه نکرده و حتی در صورت تمایل آمریکا به این امر، چنین اقدامی را انجام نخواهند داد.

با این حال هر گاه شایعات مذکور به سمت باج دهی یکی از طرفین تعارضات جولان سوق می یافت مدتی بعد شایعات دیگری پیرامون احتمال تهاجم و درگیری نظامی در مناطق مورد مناقشه فزونی می گرفت. اگرچه با تشدید شایعات مذکور نیز تلاشهای جدیدی برای کاستن از بار تعارضات در دستور کار طرفین قرار می گرفت. برای نمونه، در پی انتشار مجموعه اخباری دال بر افزایش روزافزون مانورهای نظامی ارتش سوریه که به ادعای منابع صهیونیست با هدف حمله به اسرائیل طی ماه های آتی، صورت می گرفت، فضای متشنجی بر نظام سیاسی اسرائیل حاکم شد که اولین نشانه های عینی از نگرانی های مقامات امنیتی و سیاسی، تشکیل کمیته های ویژه امنیتی به منظور بحث و بررسی پیرامون دلایل این قبیل فعالیت های دمشق، اهداف پشت پرده آن و تمامی آن دسته از تهدیدات احتمالی علیه اسرائیل بود و می توانست به نوعی امنیت آن را مورد تهدید قرار دهد.

این نگرانی مقامات سیاسی اسرائیل تا آن جا ادامه یافت که ایهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل، طی سخنرانی های مکرر خود در این زمینه، از تمامی مسئولین مملکتی، نمایندگان پارلمانی و رؤسای امنیتی درخواست کرد تا از هر گونه اظهارنظر غیرمسئولانه در این زمینه که نتیجه ای جز تحریک مقامات دمشق و افزایش انگیزه های مربوط به جنگ را در پی ندارد، خودداری کنند.

روند پر فراز و نشیب شایعات مذکور همچنان تا زمان تجاوز اسرائیل به حریم هوایی سوریه ادامه داشت. تا آنکه در تاریخ 17/6/1386 جنگنده هایاین رژیم با استفاده از تجهیزات اختلال راداری، حریم هوایی این کشور را شکسته و اقدام به بمباران مناطقی نامعلوم کردند.

علی رغم سکوت اولیه مقامات این رژیم در برابر رویداد مذکور و تکذیب اهداف عملیات صورت گرفته از سوی سوریه، بتدریج رژیم صهیونیستی اخباری را دال بر انهدام تأسیسات هسته ای سوریه مطرح کرد که مجدداً با عدم پذیرش سوریه مواجه شد.

و ـ رویکرد جدید اسرائیل به صلح با سوریه:

در سال 2007 با انتشار پیام ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل به سوریه، مبنی بر اعلام آمادگی اسرائیل برای عقب نشینی از بلندی های جولان در قبال برقراری صلح پایدار با سوریه، مجددا فضای خاصی در روابط طرفین ایجاد شد.

این پیام در وضعیتی اعلام شد که گروههای مخالف و موافق زیادی در درون جامعه و فضای سیاسی اسرائیل وجود دارند که نظراتشان از تخلیه کامل جولان تا عدم تسلیم حتی بخشی از آن، متفاوت است، ضمن اینکه برای سوریه نیز جولان مسأله ای حیثیتی است که چشم پوشی از آن تقریباً ناممکن می نماید.

در مجموعه مذاکرات گذشته میان سوریه و اسرائیل در مورد بلندی های جولان، به دلیل عدم آمادگی دولتهای اسرائیل برای عقب نشینی کامل از این منطقه و تحمیل شروطی که سوریه آنها را نپذیرفت، در سال 2000 متوقف شد.

اما در سال 2007 وضعیت سیاسی و نظامی جدیدی که پیش روی اسرائیل قرار گرفت و اسرائیل را در وضعیت بحرانی قرارداد موجب شد تا ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل وادار شود تا ضمنپیشنهاد برقراری صلحی پایدار با سوریه و پذیرش عقب نشینی از بلندی های جولان، بشار اسد را مقید به قبول شروطی چند، از جمله توقف حمایت های این کشور از گروههای مقاومت فلسطین و لبنان و نیز قطع رابطه با ایران و حزب الله در ازاء این توافق کند.

سابقه منفی اسرائیل در زمینه پایبندی به تعهداتش، به عاملی مهم در بی نتیجه ماندن مذاکرات سازش در قبال ارتفاعات جولان با سوریه طی سالهای گذشته بوده است.

رژیم صهیونیستی، مخصوصاً در سال 2007، شاهد وقوع حوادث متعددی در عرصه های سیاسی و نظامی بود که برخی از آنها، دامنه تأثیرات خود را به حوزه های اجتماعی و اقتصادی نیز توسعه داده و موجب وقوع بحرانهایی در این عرصه ها شدند.

افزایش دامنه تأثیرات ناشی از این وقایع، نیازمند جست وجوی راه حلهای سودمندی بود که کابینه اولمرت را از سقوط به درجات سفلای بحران های نظامی و سیاسی رهایی داده یا در صورت اجبار، این امر را به تعویق بیندازد.

بنابراین اسرائیل روبه سوی آن دسته از مسائل و موضوعاتی آورد که در شرایط پیش رو بتوانند، روزنه امیدی را فراروی آن بگشایند. در این میان مهمترین دلایل اسرائیل به منظور اتخاذ گام هایی در راستای برقراری صلح با سوریه را می توان در چند عنوان کلی خلاصه کرد:

1 ـ رویکرد سیاسی:

بی شک اسرائیل که همواره به عنوان بازیگر نقش اول سناریوهای آمریکایی، در صحنه بین الملل حاضر شده است، در زمینه روند آغاز مذاکرات صلح با سوریه، نیز از قاعده فوق، مستثنی نبوده و به بیان دیگر، به نوعی اقدام می کند که نظر مثبت سیاسیون آمریکایی را به همراه داشته باشد.

ارسال نخستین پیام محرمانه ایهوداولمرت به بشار اسد درست در زمانی صورت گرفت که آمریکا توانست به کمک متحدان خود در شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامه الزام آوری را مبنی بر ضرورت تشکیل دادگاه بین المللی برای محاکمه مظنونان به قتل رفیق حریری، نخست وزیر فقید لبنان بر مبنای فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد به تصویب برساند. در واقع، همزمانی دو رویداد فوق، اتفاقی به نظر نمی رسد و احتمالاً پیش بینی آمریکا آن بوده که پس از تصویب قطعنامه الزام آور شورای امنیت برای تشکیل دادگاه بین المللی، قاعدتاً موضع سوریه در مذاکره با اسرائیل ضعیف تر خواهد شد و بنابراین، آمریکا می تواند مجموعه خواسته های خود از دمشق را پس از تعدیل مواضع سوریه در قبال اسرائیل پیگیری کند.

برخی خواسته های روشن آمریکا از سوریه را می توان این گونه برشمرد که سوریه ضمن شناسایی دولت فؤاد سینیوره ـ نخست وزیر لبنان ـ با این کشور روابط عادی و دیپلماتیک برقرار کند، حمایت خود را از حزب الله لبنان و رهبران گروههای اسلامگرای فلسطینی مقیم دمشق قطع کرده و مانع نفوذ افرادی با انگیزه اقدامات انتحاری به داخل عراق شود و مهمتر از همه این که از ایران فاصله بگیرد.

با این حال، مسئله مهمتر برای اسرائیل، قطع حمایت دمشق از حزب الله لبنان و گروههای فلسطینی و فاصله گرفتن آن کشور از ایران است. اما این نوع اولویت بندی از سوی اسرائیل دیگر برای آمریکا نگران کننده نیست چرا که به زعم مقامات این کشور تشکیل دادگاه بین المللی برای محاکمه مظنونان به ترور رفیق حریری، نفوذ سوریه در لبنان را به طور جدی به چالش می کشد.

با این حال مدت زیادی طول نکشید که گفته شد آمریکا با از سرگیری مذاکرات اسرائیل و سوریهمخالف است و مانع اصلی آغاز این مذاکرات به شمار می رود. شاید در این زمینه تمایل آمریکا برای ادامه و افزایش فشار بین المللی بر سوریه و انزوای فزاینده این کشور در راستای اهداف خود را بتوان مهمترین دلیل به تعویق افتادن این روند قلمداد کرد که به دنبال خود می توانست دستیابی آمریکا به پاره ای اهداف سیاسی را تسهیل کند.

اما با سپری شدن دوره مذکور (دوره مخالفت مستقیم آمریکا)اسرائیل مجدداً با ارسال پیام محرمانه اولمرت به بشار اسد، خواستار آغاز مذاکرات شد.

2 ـ پیامدهای جنگ 33 روزه لبنان:

در شرایطی که ساختار سیاسی، نظامی و اقتصادی اسرائیل به دنبال نتایج اسف بار جنگ 33 روزه قدم در راه تغییر و اصلاح نهاده و تزلزل در بنیادهای این نظام، به دلایل مختلف داخلی و خارجی آشکارتر از همیشه قابل مشاهده است، بنابراین در نظر بسیاری از مقامات بلندپایه سیاسی و امنیتی این رژیم، در چنین اوضاع نامساعدی، ورود دوباره اسرائیل به صحنه نبردی دیگر با استناد به برخی دلایل و شواهد موجود، کاملاً اشتباه و اسف بار خواهد بود.

1) واقعیت های شکست:

بدنبال شکست اسرائیل در نبرد با حزب الله لبنان، که برخلاف تصور مقامات این رژیم، به شکست در برابر گروههای به اصطلاح شبه نظامی و تشدید تلفات انسانی و خسارات شدید مالی در بخش های مختلف انجامید، در وهله نخست این عقیده را در جامعه اسرائیل تقویت کرد، که با اتکاء به مجموعه ای از آمار و ارقام تخمینی نمی توان اقدام به آغاز عملیات نظامی کرد و انتظار پیروزی داشت.

در این شرایط، رژیم صهیونیستی، ضمن درگیری در مرزهای جنوبی، گرفتار مشکلات عدیدهداخلی در عرصه هایی نظیر بحران مدیریت در بخش های مختلف، ناکارآمدی برنامه ها در دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده و مهمتر از همه اقناع و آرام سازی افکار عمومی آن دسته از شهروندان اسرائیلی بود که چند روز قبل از برقراری آتش بس میان اسرائیل و حزب الله لبنان، هر نوع مقاومت و ادامه درگیری ها را به معنای ادامه روند کشتار بی فایده شهروندان و سربازان اسرائیلی قلمداد می کردند.

بدون تردید، کابینه اولمرت، با توجه به این شرایط، به هر طریق ممکن درصدد اجتناب از آغاز جنگی دامنه دار با دولت سوریه است، چرا که به اعتراف مسئولان عالی رتبه رژیم صهیونیستی، سوریه، حزب الله نیست و چه بسا در صورت درگیری نظامی نتایجی به مراتب دشوارتر و وخیم تر از نتیجه نبرد با حزب الله دامنگیر طرفین مناقشه شود.

در واقع اهتمام به این حقیقت که در صورت آغاز نبرد میان اسرائیل و سوریه، جامعه و شهروندان اسرائیلی که در پشت جبهه مقاومت قرار گرفته اند، هرگز از توان و روحیه سابق برای حمایت مستمر از روند عملیات نظامی و نیروهای رزمنده برخوردار نخواهند بود، سبب می شود تا دولت اولمرت با توجه به واقعیات مذکورـ به عنوان عواقب و پیامدهای ناخواسته شکست اخیرـ بیش از پیش خواهان برقراری صلح و از سرگیری مذاکرات آشتی با طرف سوری خود باشد.

2) گزارش وینوگراد:

عواقب و پیامدهای ناشی از انتشار گزارش نهایی کمیته وینوگراد،افکار عمومی اسرائیل را نسبت به مسئولان عالی رتبه مملکتی دچار بی اعتمادی کرد و در حقیقت مٌهر بی لیاقتی و عدم کفایت را بر پرونده فعالیت های بسیاری از سران امنیتی، نظامی و... حک ساخت.

با این حال و در شرایطی که هم سیستم حکومتی و هم شهروندان اسرائیل، به نوبه خود ازکاستی ها و ضعف های موجود در ساختار ارتش و مراجع سیاستگذاری آگاهند، بی شک نه تنها با آغاز یک عملیات نظامی دیگر، موافقت و همراهی نخواهند کرد بلکه با اتفاق نظر بیشتری برآنند تا مشکل حاصله با سوریه را از طرق دیپلماتیک برطرف سازند.

مهمترین دلیل این ادعا آن است که با انتشار اخباری دال بر آمادگی سوریه برای ورود به جنگ با اسرائیل که از سوی یکی از مقامات سیاسی سوریه (ولید معلم) مطرح شدَ، مقامات سیاسی و امنیتی اسرائیل چند ساعت بعد با تشکیل یک کابینه سیاسی امنیتی به بررسی راههای ممکن برای از سرگیری گفت وگوهای سیاسی با سوریه اقدام کردند.

اقدام کمیته وینوگراد در ایراد و اثبات اتهام بر ایهود اولمرت (نخست وزیر)، دان هالوتص (رئیس سابق ستاد کل ارتش) و عمیر پرتس (وزیر دفاع سابق)، به عنوان عوامل مؤثر بر شکست اخیر به دلیل ضعف در مدیریت و هدایت عملیات نظامی و در کنار آن اخذ تصمیمات غلط با اتکا بر آمار و اخبار غیرواقعی و تخمینی، نه تنها افراد مذکور بلکه تمامی رؤسا و مدیران و نمایندگان کنونی را بر آن داشته است که تلاش کنند تا سر حد ممکن، از هرگونه اظهاراتی که در نظر دولت دمشق به عنوان آمادگی اسرائیل برای تن دادن به نبرد نظامی با سوریه تفسیر می شود اجتناب کنند تا آن جا که برخی از مسئولان نظیر ایهود اولمرت بارها به طرق گوناگون از تمامی نمایندگان و مقامات مختلف سیاسی و نظامی اسرائیل خواسته اند که با گفتارهای غیرمسئولانه در مورد احتمال جنگ با سوریه امنیت اسرائیل را به مخاطره نیندازند، چرا که این مسئله، فضا را بحرانی تر کرده و این امر برخلاف برنامه های مسئولان و رهبران اسرائیلی در شرایط کنونی است.

3 ـ پیش بینی های احتمالی اسرائیل:

با شدت یافتن نگرانی های مقامات اسرائیلی نسبت به مجموعه اقدامات و فعالیت های دولت سوریه که به ادعای مقامات مذکور با انجام مانورهای متعدد نظامی، درصدد ارتقای سطوح توانمندی نظامی خود است، در وهله نخست این تصور در عرصه افکار عمومی اسرائیل ایجاد شد که این کشور در آستانه آغاز جنگی دیگر قرار دارد.

در این بین اسرائیل به دلایل متفاوتی بر آن است تا با ارزیابی اقدامات نظامی اخیر سوریه و معرفی آن به عنوان افزایش توان نظامی در راستای دفاع و نه حمله، به آرام سازی جو متشنج پیرامون خود بپردازد. هراس اسرائیل از آغاز نبرد نظامی با سوریه به دلیل مجموعه پیش بینی هایی بود که اسرائیل در مراحل آغاز و ادامه درگیریها برای خود متصور بود. عبارتند از:

1) اتحاد احتمالی دشمنان در جبهه سوریه:

در شرایطی که دولت اسرائیل در جبهه جنوبی درگیر مبارزه بوده و به دلیل نبرد با حزب الله، متحمل خسارات شدید جانی، مالی و نظامی در ابعاد گسترده تر شده است، از اتحاد احتمالی دشمنان خود در جبهه سوریه به شدت در اندیشه است و همین امر به عاملی تبدیل شده است که اسرائیل را وادار می کند به هر طریق ممکن، مانع اتحاد در جبهه سوریه شود.

این هراس از اتحاد احتمالی دشمنان، زمانی شدت یافت که منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران در خطاب به سران حماس در دمشق از آنها خواست تا با همکاری دیگر فلسطینیان، به یک مبارزه مشترک علیه اسرائیل ادامه دهند. اسرائیل با ارائه تعابیر مطلوب خود از این بیانات، چنین برداشت کرد که در صورت درگیری اسرائیل و سوریه در قالب عملیات نظامی، اتحاد ایران، فلسطین و لبنان در جبهه سوریهعلیه اسرائیل قطعی خواهد بود.

2) آگاهی سوریه از نواقص و کاستی های ارتش اسرائیل:

شکست سنگین اسرائیل در برابر حزب الله تا حدودی گویای ضعف های موجود در ارتش و نارسایی در سیستم هدایت عملیات جنگی اسرائیل بود اما گزارش نهایی وینوگراد و بازپرسی از یکایک متهمان دخیل در شکست ارتش در برابر شبه نظامیان حزب الله، زوایای مبهم بسیاری را بر همگان آشکار ساخت و به همین دلیل است که برخی مقامات نظامی اسرائیلی نظیر گابی اشکنازی، رئیس ستاد کل ارتش در اظهارات خود عنوان داشته اند اسرائیل ارتش خود را برای مبارزه در دو جبهه شمالی و جنوبی آماده می کند تا در هر زمان مهیای نبرد باشند بنا بر اظهارات عاموس یادلین، رئیس سرویسهای اطلاعات نظامی اسرائیل، در اواخر جنگ دوم لبنان، ارتش به تقویت نیروی بازدارندگی خود همت گماشته تا آن جا که موفق به نابودسازی برخی سکوهای پرتاب و موشک های زلزال و دور برد حزب الله شد.

همچنین رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل اعلام داشت که بهینه سازی توان نیروهای ارتش، هدف رزمایش نیروهای نظامی اسرائیل در ماههای اخیر است.

3) کاهش حمایت های عمومی از دولت:

در شرایطی که روحیه عمومی جامعه اسرائیل به دلیل جنگ و نیز افزایش ناکارآمدی مسئولان ذی ربط در اداره جامعه اسرائیل، بیش از پیش تضعیف شده بود لذا دولت اسرائیل با آگاهی از تضعیف روحیه عمومی، بیم داشت که علی رغم وجود این شرایط، وضعیتی بحرانی تر از قبل در رابطه با سوریه حاکم شده و دولت ناچار تن به شکستی دیگر دهد.

د ـ هزینه و فرصت های جولان برای سوریه و اسرائیل:

دولت های اسرائیلی در دهه های 70 و 80 هرگونه مذاکره و سازش بر سر جولان را رد می کردند. آنها معتقد بودند حتی اگر روزی صلح میان اسرائیل و سوریه برقرار شود، تخلیه جولان غیرممکن است، لذا اقدام به ساخت و ساز استحکامات نظامی و شهرک های مسکونی کرده و پروژه های مختلفی را برای اسکان یهودیان در این منطقه اجرا کردند. اگرچه در جنگ 1973 یهودیان از جولان گریختند، اما بعد از پایان جنگ، شهرک سازی تشدید شد و در دسامبر 1981 کنست، تصمیم مناخیم بگین برای الحاق اراضی جولان به اسرائیل را مورد تصویب قرار داد. بگین نیز اظهار داشت که تنها افراد غیرواقع بین باور می کنند که اسرائیل از جولان عقب نشینی خواهد کرد.

با گذشت زمان و بروز تحولاتی چون انتفاضه، پایان جنگ سرد و ... به نظر می رسید تحولات عمده ای در تفکر استراتژیک اسرائیل ایجاد شده که بر آن اساس، عمق استراتژیک و مرزهای قابل دفاع، در حد اشتباهات تاریخی استراتژیک تقلیل یافته و عملاً آن مرزهایی امن شناخته می شدند که متقابلاً توسط اسرائیلی ها و اعراب مورد توافق قرار گرفت.

بلندی های جولان به عنوان منطقه ای حاصلخیز که قسمت اعظم منابع آب آشامیدنی اسرائیل را تأمین کرده و از مراکز مهم توریستی برای این کشور به شمار می رود، از چنان اهمیت فوق العاده ای برخوردار است که بی شک تصمیم گیری پیرامون آن، برای هر یک از طرفین تخاصم ـ سوریه و اسرائیل ـ بسیار دشوار است.

اما هر کدام از دو طرف در راستای تصمیم گیری پیرامون جولان متعاقباً درگیر هزینه و فرصت هایی خواهند بود که در ادامه به شرح برخی از آنها خواهیمپرداخت.

1ـ هزینه و فرصت های مصالحه ارضی جولان برای اسرائیل:

در داخل جامعه اسرائیل، دولتمردان و سیاسیون هر یک با ایراد ادله و براهین خود درباره وجوه اهمیت ارتفاعات جولان و چگونگی بحث و تصمیم گیری پیرامون آن، هر نوع تصمیم و اقدامی از سوی اسرائیل در این باره را متضمن هزینه و فرصت هایی چند می دانند که برخی از این هزینه و فرصت ها را می توان چنین ارزیابی کرد.

1) اسرائیل و فرصت های فرارو:

خستگی جامعه اسرائیل از جنگ، تلفات جانی و هزینه های مالی آن و در نتیجه فشار افکار عمومی و کاهش مشروعیت استفاده از زور، موجب گرایش به جایگزین سازی استانداردهای امنیتی دیگر شده است.

مهمترین فرصت های فراروی اسرائیل در زمینه مصالحه ارضی جولان را می توان چنین ارزیابی کرد:

ـ پایان تهدیدات و مناقشات مستقیم با سوریه.

ـ تضعیف نسبی روابط سوریه با دشمنان اسرائیل (حزب الله، ایران و حماس).

ـ برقراری امنیت در مناطق شمالی اسرائیل.

ـ افزایش عمق استراتژیک با رویه های مسالمت آمیز و دیپلماتیک.

ـ کاستن از حوزه نفوذ ایران در مناطق همجوار مرزهای اسرائیل.

ـ کنترل حماس و تشدید محدودیت های اعمالی بر آن.

ـ بهبود نسبی شرایط منطقه ای و امکان برقراری روابط با سایر کشورهای عرب منطقه.

ـ ارتقای وجهه بین المللی اسرائیل.

2) هزینه های اسرائیل:

ـ احتمال محقق نشدنیک یا چند فرصت احتمالی فوق و بازگشت شدیدتر بحران به مناطق همجوار.

ـ تشدید مخالفت های جناح راست و مذهبی.

ـ کاهش دسترسی اسرائیل به منابع آبی جولان.

ـ از دست دادن منطقه استراتژیک جولان به لحاظ نظامی و امنیتی.

ـ تقویت روحیه گروههای مبارز فلسطینی به دلیل عقب نشینی اسرائیل از یکی دیگر از مناطق اشغالی.

2 ـ هزینه و فرصت های مصالحه در اراضی جولان برای سوریه:

رهایی از بن بست های مهم سیاسی و اقتصادی فراروی سوریه و رسیدن به صلحی پایدار با اسرائیل که قطعاً متضمن منافع بسیاری برای سوریه خواهد بود نمی تواند سبب شود که سوریه به راحتی از جولان چشم پوشی کند. رسیدن به توافق بر سر ارتفاعات جولان با اسرائیل، برای سوریه در بردارنده مجموعه ای از هزینه و فرصت هایی است که در ادامه تبیین خواهند شد.

1) سوریه و فرصت های فرارو:

ـ کاهش تهدیدات و تجاوزات اسرائیل به مناطق تحت کنترل سوریه.

ـ بهبود نسبی روابط سوریه با آمریکا و غرب.

ـ افزایش حمایتهای بین المللی از رژیم بعث سوریه و دولت بشار اسد.

ـ ارتقای جایگاه سوریه در میان دولت های محافظه کار عرب منطقه به دلیل بازگشت منطقه اشغالی جولان.

ـ منافع استراتژیک حاکمیت دوباره سوریه بر جولان.

ـ بهبود وجهه بشار اسد در میان جامعه سوریه.

2) سوریه و هزینه های پیش رو:

ـ تضعیفجایگاه سوریه در روابط با ایران.

ـ تضعیف جایگاه سوریه در روابط با گروههای مبارزه جو در منطقه.

ـ از بین رفتن جایگاه استراتژیک سوریه در مسائل منطقه ای.

ـ از دست دادن اهرم فشار بر اسرائیل برای مسائل فراملی.

ـ کاهش عمق استراتژیک سوریه.

مآخذ:

  1. بولتن رویداد و گزارش، مؤسسه تحقیقات و پژوهش های سیاسی ـ علمی ندا، 19/12/1386، سال دهم شماره 46، شماره مسلسل 380.
  2. بولتن رویداد گزارش اسرائیل، مؤسسه تحقیقات و پژوهشهای سیاسی ـ علمی ندا، ضمیمه ویژه شماره 53.
  3. فصلنامه الدراسات الفلسطینیة، تابستان 1991 شماره 7.
  4. روزنامه تشرین، 20/9/1991 ـ 24/4/1991.
  5. روزنامه الثوره، 13/5/1991.
  6. روزنامه السفیر، 10/5/1991.
  7. روزنامه جمهوری اسلامی، 3/10/1370 ـ 15/5/1370.
  8. روزنامه الحیات، 22/7/1991 ـ 26/4/1991 ـ 14/5/1991.
  9. بی بی سی، 10/6/2007.
  10. روزنامه هاآرتس اسرائیل، 13/1/2000، 10/6/2007.
  11. جروزالیم پست، 7/6/2007؛ 11/7/2007.
  12. صدای اسرائیل، 6/6/2007؛ 7/6/2007.
  13. سایت عرب 48، 7/6/2007.
  14. رادیو اسرائیل، 9/6/2007.
  15. Tim No. 30 29/7/91.